![]() |
![]() |
|
|
بیا مهدی شب هجران سحر کن... |
|
دلم تکه تکه شده
فقط تو را می خواهم
پناهم می دهی آیا ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 20 مهر1388ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط سرگشته |
|
|
یا ضامن آهو
آقا جان می آیم به پابوست دریاب مارا .. دریاب....
شود آیا که دگر بار دری باز شود؟ خواندی ام، آمدم و بار دگر نیز مرا تا به شوق تو کبوتر شوم و بال مرا شاهی و خیل گدایان درت می دانند ای خوش آنروز که با دست نوازشگر تو
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 آذر1387ساعت 9:49 قبل از ظهر توسط سرگشته |
|
|
به نام تو
من هر روز زمزمه میکنم خداوندا میخواهم باران شوم.میخواهم قطره ای شوم که ازابرها میچکد و دشت ها را آبیاری میکند.خدایا چه خوب بود اگر قطره ای ازباران رحمتت بودم نه ذره ای از خاک گناهکار
الا که روح خدایی، خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی زچهره پرده برافکن به ظلم شعله درافکن تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 آذر1387ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط سرگشته |
|
|
به نام او سلام مولا... منم سرگشته حیرانت ای دوست کنم یکباره جان قربانت ای دوست دلی دارم در آتش خانه کرده میان شعله ها کاشانه کرده دلی دارم که از شوق وصالت وجودم را ز غم ویرانه کرده من آن آواره بشکسته حالم ز هجرانت بتا رو بر زوالم منم آن مرغ سرگردان و تنها پریشان گشته شد یکباره حالم. نمی گویم که فراموشم کرده ای ... که تو لحظه ای غافل از حال ما نیستی می دانم که لحظه لحظه با منی... که امان من گنه کار تویی... اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط سرگشته |
|
|
اللهم عجل لولیک الفرج....
دلم هواي تو كرده هواي آمدنت صداي پاي تو آيد صداي آمدنت بهار با تو بيايد به خانه ي دل ما سري به خانه ي ما زن صفاي آمدنت هنوز مانده به يادم كه مادرم مي خواند زمان كودكي ام قصه هاي آمدنت حساب كردم و ديدم كه با حساب خودم تمام عمر نشستم به پاي آمدنت چقدر وعده ي وصل تو را به دل بدهم چقدر جمعه بخوانم دعاي آمدنت نيامدي و دلم شكستي اي مولا چه نذرها كه نكردم براي آمدنت سروده محسن عرب خالقي
غیر ما در حرم یار کسی راه نداشت ماچه کردیم که محروم زدیدار شدیم....
مولا !!! هیچم بی تو... دریاب مرا !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط سرگشته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| السلام ای عشق ... |
ای ملائک آستانت را به مژگان خاکروب.....
|
| دلنوشته های قدیمی... |
|
مهر 1388 آذر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| حریم امن تو ... |